

Song
·
3 mins 53 secs
·
Jun 27, 2014
یاد چشمات که میوفتم ؛ می خوام از غصّه بمیرم
می خوام از کُنج خیالم ؛ دستِ گرمتو بگیرم
ولی انگار حسرت اینجا ؛ تنها یادگار از تو
طرح چشمات توی خوابم ؛ تنها باقی مونده از تو
-یاد خنده هات هنوزم ؛ می کشه آتیش به جونم
می خوام از خودم جُداشم ؛ ولی اِنگار نمی تونم
می دونم خواست خُدا بود ؛ که من عاشقِ تو باشم
ولی اون خُدا چرا خواست ؛ ( که من از دلم جُدا شم )
-وقتی چشمامو می بینم ؛ که دیگه یاری ندارن
می خوان از غصّهُ تنهایی و پر پر شُدن دلم بِبارَن
وقتی اشکامو می ریزم ؛ زیرِ پاهات که تو باشی
محضِ آخرین تمنا ؛ نشه از دِلِ من و خودم جُدا شی
-ولی انگار حسرت اینجا ؛ تنها یادگار از تو
طرح چشمات توی خوابم ؛ تنها باقی مونده از تو