

Song
·
2 mins 57 secs
·
Aug 16, 2016
اولش بذره، جوونه ریشه ساقه، بعد میده برگ و شاخه، حضم
اتفاقات دورش باد و بارون، شناخت خاک و آسمون
بلند میشه تنش، تنومند سفت قوی، محکمه ریشش تو دل و جسم زمین
نداره حس بدی، شکوفه زد و میوه، فهمید که به کی مهر مادری بورزه به کی کینه
تا سنگ شه روحش، ولی سرده طول عمر زیادی نداره تو فکر فرو میره، زود دور میشه از طبیعتش، میبینه ضعف داره، مجبور به جدایی از میوه ها و برگهاشه
-اون منتظر فرداشه، اون منتظر فرداشه
اون منتظر فرداشه، اون منتظر فرداشه
فرداشه، فرداشه، فرداش
-میوه ی کالی بودم، نمیخواستم رشد کنم، رو زمین خاکی بودم، احساس کشت و رفت روحمو، خشک و سرد مثل شب تو بیابون، زوج و فرد روزا گذشت پوچ و بلند، یه حس میگفت دور شو تو از حاشیه ها، به فکر پیشرفت باش، نذار که دنیا بیاد بزنه بهت ریشخند باز
با اینکه نبودم هیچوقت عضو خانواده، یا اینکه نداشتم اصلا یه خانه واسه آرامش
نیاز به آرایش سبک زندگی دیدم تو خودم، ریختم دور دورم افکار منفیو، رسیدم به جایی که نرسید هرکی ترد میشد، یا باید مرد میشد، یا به تلخترین نحو میمرد
-شدم مردی پر، شدم مردی پر که نشده هنوز تو سختی گم
شدم مردی پر، شدم مردی پر
شدم مردی پر، شدم مردی پر که رسید به هرچی میخواست و هرچی گفت
شدم مردی پر، شدم مردی پر