

Song
·
3 mins 37 secs
·
Sep 11, 2015
یه ماهی داشت، می خواست آزاد باشه
می خواست دریا بره، شاد باشه
-میونشون یکم دوری فقط بود
ولی دریام یکم، بی معرفت بود
-دنبال ماهی تا، دریا رسیده
اما دریا هم ازش، قطع امیده
-هر کی برگشته، نشونی شو نداره
یکی می گفت، دیدتش بی قراره
-مادری که جز خدا راهی نداره
احتیاجی به شناسایی نداره
-چون قرار توی انتظار بمیره
بایدم عشق شو اشتباه بگیره
-بوشو حس می کنه تو همین حوالی
گریه می کنه واسه یه تنگ خالی
یکی می گفت، دیدتش بی قراره
-مادری که جز خدا راهی نداره
احتیاجی به شناسایی نداره
-چون قرار توی انتظار بمیره
بایدم عشق شو اشتباه بگیره
-بوشو حس می کنه تو همین حوالی
گریه می کنه واسه یه تنگ خالی
-می سپره پیداش کنن، می شینه هر جا
خونشو می بره تا نزدیک دریا
-بی هوا براش می خواد غذا بریزه
هر کسی شبیه شه خیلی عزیزه
-بس که تو دلش پر از غصه و درده
درد زانو هاشو هیچ وقت حس نکرده
-مادری که جز خدا راهی نداره
احتیاجی به شناسایی نداره
-چون قرار تو انتظار بمیره
بایدم عشق شو اشتباه بگیره