

Song
·
3 mins 23 secs
·
Mar 6, 2016
از جنس خاکِ این حوالی نیست
خاکی که دنیا بر سرم کرده
کل پزشکان حرفشان این شد
احساس در جسمم ورم کرده
-دیوار قاب عکس گیجم را
مثل لحاف انداخته رویش
آنقدر از تو دور ماندم که
آغوش دیوار از برم کرده
-مثل مترسک های جالیزی
با تیره بختی هام خوشبختم
جای نوک چندین کلاغ پیر
این روزها زیباترم کرده
-هر روز در تنهایی ام غرقم
هرشب درونم برف می بارد
شومینه ی چشمان خاموشت
آتش زده خاکسترم کرده
-مثل مترسک های جالیزی
با تیره بختی هام خوشبختم
جای نوک چندین کلاغ پیر
این روزها زیباترم کرده
-هر روز در تنهایی ام غرقم
هرشب درونم برف می بارد
شومینه ی چشمان خاموشت
آتش زده خاکسترم کرده
-با این که در جغرافیای خود
گم کرده ام راه تو را اما
کولی پیری خواند دستم را
یک زن به شدت باورم کرده
-یک زن شبیه تو ولی افسوس
بوی خیانت می دهد دستش
حتی داوینچی نیز بو برده
دعوت به شام آخرم کرده