

Song
·
2 mins 45 secs
·
Sep 14, 2020
با این شب تاریک و پر از غم، سحری نیست
آهسته بگویم که بخوابی ، خبری نیست
-دلتنگ و پریشان تو بودم که در این شهر
از عشق در این حافظه حتی اثری نیست
-مانند پرستو که از این شهر به آن شهر...
دل قصد سفر داشت، ولی همسفری نیست
-در زندگی، این راه اگر هست خطرناک
عاشق بشوی، دل بدهی، درد سری نیست
-ای کاش که پرواز دهم، با تو، دلم را
افسوس که در فطرت من، بال و پری نیست
-از دل بنوشتم که نشیند به دلم باز
ای وای که در این دل من مهر کسی نیست
-فریاد زدم تا که به خود رو کند امشب
لعنت به وجودم که هوادار کسی نیست
عاشق بشوی، دل بدهی، درد سری نیست
-ای کاش که پرواز دهم، با تو، دلم را
افسوس که در فطرت من، بال و پری نیست
-از دل بنوشتم که نشیند به دلم باز
ای وای که در این دل من مهر کسی نیست
-فریاد زدم تا که به خود رو کند امشب
لعنت به وجودم که هوادار کسی نیست
-جز تو نتوان گفت عزیزم تو کجایی
هیهات که جز تو هنوز یار کسی نیست
-این عاشق دیوانه که فکری به سرش داشت
ای لعنتی این دل که هنوز مرد کسی نیست