

Song
·
4 mins 10 secs
·
Apr 14, 2019
ابری که طغیان می کند حال مرا دارد
باران که عصیان می کند حال مرا دارد
از پر شدن خالی نشد این آسمان انگار
رعدی که طوفان می کند حال مرا دارد
چشمی که می ماند به در حال مرا دارد
ازحال یارش بی خبر حال مرا دارد
عاشق همیشه ناله را کنج گریبان برد
این گریه های بی ثمر حال مرا دارد
-من در میان جمع و دل در خلوتش گریان
ای حال نا خوشحال بد ای داغ بی درمان
دنیا نشسته با من و آینه رودرو
امشب اگر مُردم مرا بر دامنت بنشان
-با من تمام آنچه بود از خود گذشتن بود
از ریشه جان را کندن و از نو شکفتن بود
من غافل از دل که به آغوش بیابان زد
دل بی خبر از اینکه دریا سینه ی من بود
-من در میان جمع و دل در خلوتش گریان
ای حال نا خوشحال بد ای داغ بی درمان
دنیا نشسته با من و آینه رودرو
امشب اگر مُردم مرا بر دامنت بنشان
-با من تمام آنچه بود از خود گذشتن بود
از ریشه جان را کندن و از نو شکفتن بود
من غافل از دل که به آغوش بیابان زد
دل بی خبر از اینکه دریا سینه ی من بود
-من در میان جمع و دل در خلوتش گریان
ای حال نا خوشحال بد ای داغ بی درمان
دنیا نشسته با من و اینه رودرو
امشب اگر مُردم مرا بر دامنت بنشان