

Song
·
3 mins 39 secs
·
Jul 30, 2018
من مثله بادم، هواتو دارم
بزن به جانم، جانم میشه پادزهر
یه مرد ساده که افکارش و داد زد
مسافرم اما هیچی نی تو ساکم
رمانه من پر از آرزوهاست
کلی سد و سنگ پاره تو راست
راه بلند اما خیلی کو تا
مسیر و از بیراهه بری تو راه
رمانه من کو و رود و سده
نجنگی رو پیشونیت مهر میخوره برده
دنباله پولی و جاه به جایه نفست
از خاکی و از خاک ساخته میشه قبرت
باز دل به دریا، مرد تنها شهر سنگها
خط به خط شعر، خط الماس
با دلم رقص،با دلم ساز
-هرشب راه میرم تو خیابون با تنهاییام
میگن آرزوهام همه فردا میان
نمیبندم چشمام و تا فردا بیاد ولی
مثکه بعده فردام فردا میاد
دنباله پولی و جاه به جایه نفست
از خاکی و از خاک ساخته میشه قبرت
باز دل به دریا، مرد تنها شهر سنگها
خط به خط شعر، خط الماس
با دلم رقص،با دلم ساز
-هرشب راه میرم تو خیابون با تنهاییام
میگن آرزوهام همه فردا میان
نمیبندم چشمام و تا فردا بیاد ولی
مثکه بعده فردام فردا میاد
-آسمونه این شهر تاریکه مثله مرگ
بیدار باش مثله رعد و برق
این خواب عالیه اما دورش
دیوار ها میشن بلند
چسب زخم و بزن علته زخم و نه!
من دنباله قله نیستم از قله رد شدم
چشمهای من خوابید وقتی صبح میشد
دنباله حرف مردم، کی چه گوهی خورد!
نبند دل به تخت و طلا ولش
ارزشی نیست تویه نمایشش
یاد بگیر که گدا باشی اما
باشه از الماس و طلا دلت
-هرشب راه میرم تو خیابون با تنهاییام
میگن آرزوهام همه فردا میان
نمیبندم چشمام و تا فردا بیاد ولی
مثکه بعده فردام فردا میاد