

Song
·
2 mins 50 secs
·
Mar 25, 2020
زندگی یه قصره
زندان بی حصره
زندانیاش کورن
زندان بانا خسته
همیشه همینه درگیره وضعیه
که نقاش تو خوابشم حتی نمیکشتش
قلم میاد پایین بومش میشه بسته
درحدی که رنگشم حتی نمیفهمتش
وارد بحران شده
یه بحران جدید
بحرانی که قاتل واسه مقتول میشه رفیق
-رفیق...
بحرانی که کمن کسایی که میگن نریز
خون بیمار بی گناهو سره هیچی رو زمین
نگیر مریض آمالمو نگیر
بزار بسازمش از میخوام فقط همین
بسازم یه تصویر بی خطای دید
سورئال یا رئال بی گناه سیب
اینارو هروز تو آینه میگفتم به خودم
بحرانی که قاتل واسه مقتول میشه رفیق
-رفیق...
بحرانی که کمن کسایی که میگن نریز
خون بیمار بی گناهو سره هیچی رو زمین
نگیر مریض آمالمو نگیر
بزار بسازمش از میخوام فقط همین
بسازم یه تصویر بی خطای دید
سورئال یا رئال بی گناه سیب
اینارو هروز تو آینه میگفتم به خودم
اما هربار خودم به خودم میخندید
- - - -میگم نه!
به کودک همسری
میبینم که تو خونِت ریشه ی قیصر داری
رو پا خودتیو تکیه به هر کسی ندادی
ظاهر غم باطن شاد عشق اس یعنی
بلندتر بگم ؟ دارم میشنوم
بلندتر بگم ؟ دارم میشنوم
دارم میشنوم صدای اره و حربه ها
صدای مذهب روی گلدسته ها
-هرچی شیکما خالی تره دلا پرتره
هرکی کم حرف تره مغزش پر تره
سالیان ساله غذاشه نون و تره
اما بقیه دستاشون پر از نون و کره
چجوری بگه آخه سایه بالا سرش نی
وقتی همه فراری از سایه جامه تنش نی
واسه پوست دنبال آفتاب و سوزشن
اما اون دنباله مهرشه هرچند خورده چوبشم
- - -احترام لحظه هام ؛ یار کاملو و احساسم را دوست دارم.
- - -ساقی لیوان دستش نی
هرچی میخوره بازم بسش نی
آخراشه اما
هنوز تهش نیس
ورد زبوناس اما
هیچوقت بحثش نیس
بحث کنه که چی ؟ وقتی زبون میبرن
شرم کنه اَ چی بازم محکوم میکنن
۸ ساله جون میکنم درجا میزنم
چرا ادامه ندم ؟ دارن گوشتمو میخورن
- - -ناگهان پایان