

Song
·
3 mins 54 secs
·
Aug 27, 2024
ای بی خبر از حال بیمارم رفتی و خود را به که بسپارم
باور نکردی حرف قلبم را آرام جانم دوستت دارم
دردت به قلب و روح و جانم زد عشقت فقط زخم زبانم زد
جانم تو بودی زندگی بو برد آخر تو را برد و به جانم زد
تو رفتی که شد روزگارم سیاه منم آن که ماند منتظر چشم به راه
چه ماند از دلم غیر از این اشک و آه دگر بیش از این را تو از من مخواه
زمانمان به سر رسیده دل بی تو روز خوش ندیده
تو مو سیاه رو سپید من باش من رو سیاه مو سپید یار
تو رفتی که شد روزگارم سیاه منم آن که ماند منتظر چشم به راه
چه ماند از دلم غیر از این اشک و آه دگر بیش از این را تو از من مخواه