

Song
·
4 mins 30 secs
·
Jul 13, 2013
تو رفتی دیگری آمد که او هم می رود فردا
دلم دیگر به تنگ آمد از این بدرود جان فرسا
-به دنبال تو بی پروا هزاران ره که پوییدم
نسیم وساق هر گلشن هزاران غنچه بوییدم
-به دلم امید دادم غزل و ترانه خواندم
به میان دشت سینه گل آرزو نشوندم
-به لب نام تو آوردم چه در مستی چه هوشیاری
نبودی از نظر غائب چه در خواب وچه در بیداری
-تو اما راه خود رفتی چو رودی سوی دریا
ولی من ساکت و خاموش بسان باد صحرا
-به دلم امید دادم غزل و ترانه خواندم
به میان دشت سینه گل آرزو نشاندم
-تلاشی بی ثمر کردم ولیکن غصه باقی ماند
خروش وبانگ وفریاد وحدیث وقصه باقی ماند
نبودی از نظر غائب چه در خواب وچه در بیداری
-تو اما راه خود رفتی چو رودی سوی دریا
ولی من ساکت و خاموش بسان باد صحرا
-به دلم امید دادم غزل و ترانه خواندم
به میان دشت سینه گل آرزو نشاندم
-تلاشی بی ثمر کردم ولیکن غصه باقی ماند
خروش وبانگ وفریاد وحدیث وقصه باقی ماند
-زپاافتاده ام دیگر نوائی سر نخواهم داد
درختی بی ثمر هستم که دیگر برنخواهم داد
-به دلم امید دادم غزل و ترانه خواندم
به میان دشت سینه گل آرزو نشاندم
به دلم امید دادم
به دلم امید دادم