

Song
·
3 mins 55 secs
·
Sep 21, 2013
فکر چشمای تو بودم
وقتی که این خونه می سوخت
وقتی شب ستاره هاشو
به یه ابر تیره میفروخت
-فکر چشمای تو بودم
وقتی دریا زجه میزد
وقتی جنگلا میمردن
اما بارون نمیومد
-نگران خنده هاتم
که پسه پنجره خشکید
این که هیشکی بغض مارو
به غریبی مون نبخشید
-من و تو پر نکشیدیم
اما پرواز و میفهمیم
چه قفس ها که شکستیم
توی این گردش تقدیر
-نگران خنده هاتم
که پسه پنجره خشکید
این که هیشکی بغض مارو
به غریبی مون نبخشید
-من و تو پر نکشیدیم
اما پرواز و میفهمیم
چه قفس ها که شکستیم
توی این گردش تقدیر
-به تو میرسم دوباره
تویه این شکسته بالی
با همین شونه ی زخمی
با همین دستای خالی
-به تو میرسم دوباره
تویه این شکسته بالی
با همین شونه ی زخمی
با همین دستای خالی
-فکر چشمای تو بودم
وقتی که گریه نکردی
وقتی میدیدم که داری
سمت طوفان برمی گردی
-فکر چشمای تو بودم
که هنوز آروم و زیبان
که هنوز مثل گذشته
غرق رویاهای فردان
-دست من حتی
به مرز سایه ی تو نرسیده
چه کسی این همه دیوار
میون منو تو چیده
-به تو میرسم دوباره
تویه این شکسته بالی
با همین شونه ی زخمی
با همین دستای خالی
-به تو میرسم دوباره
تویه این شکسته بالی
با همین شونه ی زخمی
با همین دستای خالی