

Song
·
4 mins 6 secs
·
Mar 16, 2013
این پرنده ی مهاجر، همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته، میخونه چه غمگین آواز
-توی یک هجرت جمعی، دست بی رحم یه صیاد
اونو از جفتش جدا کرد، با تنهایی آشنا کرد
-نجوای دو جفت عاشق، روی شاخه های تنها
شعری عاشقانه بود
-صدای قشنگ بالش، تو فضای بی کرانه
بهترین ترانه بود
-حالا تنها حالا خسته
با دلی از غم شکسته
بی صدا تر از همیشه
با خودش تنها نشسته
-با صدای غم گرفتش
شعر تنهایی میخونه
سوز غمگین صداشو
بهترین ترانه بود
-حالا تنها حالا خسته
با دلی از غم شکسته
بی صدا تر از همیشه
با خودش تنها نشسته
-با صدای غم گرفتش
شعر تنهایی میخونه
سوز غمگین صداشو
اونی که تنهاست میدونه
-این پرنده ی مهاجر، همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته، میخونه چه غمگین آواز
-توی یک هجرت جمعی، دست بی رحم یه صیاد
اونو از جفتش جدا کرد، با تنهایی آشنا کرد
-نجوای دو جفت عاشق، روی شاخه های تنها
شعری عاشقانه بود
-صدای قشنگ بالش، تو فضای بی کرانه
بهترین ترانه بود
-حالا تنها حالا خسته
با دلی از غم شکسته
بی صدا تر از همیشه
با خودش تنها نشسته
-با صدای غم گرفتش
شعر تنهایی میخونه
سوز غمگین صداشو
اونی که تنهاست میدونه
-این پرنده ی مهاجر، همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته، میخونه چه غمگین آواز
-توی یک هجرت جمعی، دست بی رحم یه صیاد
اونو از جفتش جدا کرد، با تنهایی آشنا کرد
-این پرنده ی مهاجر، همیشه عاشق پرواز
حالا با بالی شکسته، میخونه چه غمگین آواز
-توی یک هجرت جمعی، دست بی رحم یه صیاد
اونو از جفتش جدا کرد، با تنهایی آشنا کرد