

Song
·
4 mins
·
Jul 14, 2015
بی سر انگشت من گِل بی حالتی
رازی از من نپرس تو که بی طاقتی
-تا که دریا منم پر ماه و پری
ماهی تشنه را به کجا می بری؟
-خواندمت آمدی تا تماشا کنی
می گریزی ز من که چه پیدا کنی؟
-درد خود جوش تو هر دوایی ز من
ساز خاموش تو هر نوایی ز من
-آشتی کن مرو هر سلامی منم
اول و واسط و والسلامی منم
-هیچ کس مثل من به تو فرصت نداد
آه این قصه را زود بردی ز یاد
-نقش جان نقاشی
در تو رقصانم هر کجا باشی
ساز خاموش تو هر نوایی ز من
-آشتی کن مرو هر سلامی منم
اول و واسط و والسلامی منم
-هیچ کس مثل من به تو فرصت نداد
آه این قصه را زود بردی ز یاد
-نقش جان نقاشی
در تو رقصانم هر کجا باشی
-این عشق هستی هستی ست
از گلستان تا هر گل ِ کاشی
-وقتی گم شدی در مه به که بخشیدی عمر بی برگشت
از من سالها دوری عاقبت روزی باز خواهی گشت