

Song
·
4 mins 58 secs
·
Jan 3, 2017
تو خیابون زیر نور چراغا
ساعت از نصفه شبم گذشته بود
جز من و تنهایی و پیاده رو
خبر از عابر دیگه ای نبود
-بادی که درختا رو تکون میداد
روی سنگفرشا رو برگ پوشونده بود
مثل هر شب دوباره دلتنگی
منو سمت خونه تون کشونده بود
-هنوزم وقتی که نزدیکت میشم
نفسم حبس میشه توی سینه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
آخه کار هر شب من اینه
-هنوزم وقتی که رد میشم از اون
کوچه ای که خاطراتم توشه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
خونه ای که چراغاش خاموشه
-هنوزم وقتی که نزدیکت میشم
نفسم حبس میشه توی سینه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
آخه کار هر شب من اینه
-هنوزم وقتی که رد میشم از اون
کوچه ای که خاطراتم توشه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
خونه ای که چراغاش خاموشه
-یاد اون شبا می افتادم که
بوی عطرت می اومد با بارون
شبی که یه خرده سردت شده بود
وقتی رد می شدیم از این خیابون
-چراغ اتاق تو روشن بود
خیلی دیره تو چرا بیداری
روی خوش باوری دلواپستم
شاید از دوری من بیماری
-هنوزم وقتی که نزدیکت میشم
نفسم حبس میشه توی سینه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
آخه کار هر شب من اینه
-هنوزم وقتی که رد میشم از اون
کوچه ای که خاطراتم توشه
بی هوا زل می زنم به خونه تون
خونه ای که چراغاش خاموشه