

Song
·
4 mins 24 secs
·
Dec 24, 2016
هنوزم غروبای غمگین من
یه تصویره از قاب یک پنجره
یه مردی که هی بغضشو توو گلوش
به لبهاش میاره فرو میبره
یه مردی که از فکر تنها شدن
تمام وجودش پر از خواهشه
یه جوری شکسته ست و داغونه که
ببینی نمیدونی چند سالشه
-کم آوردم آره صدامو ببین
ببین این ترانه چه غمگین شده
تو که دیده بودی منو قبلنا
نمیپرسی حالم چرا این شده
هنوزم شبا غرق رویای تو
چشام تا سحر ابر و بارونیه
اگه توو خیابون ازت رد بشم
تو حق داری آخه ندونی کیه
-روانی شدم آره باید بگم
نمیتونم این حال و پنهون کنم
ببین این ترانه چه غمگین شده
تو که دیده بودی منو قبلنا
نمیپرسی حالم چرا این شده
هنوزم شبا غرق رویای تو
چشام تا سحر ابر و بارونیه
اگه توو خیابون ازت رد بشم
تو حق داری آخه ندونی کیه
-روانی شدم آره باید بگم
نمیتونم این حال و پنهون کنم
نمیتونم این بُغضی که با منه
توی این همه سال پنهون کنم
میدونم محاله تو برگردی و
میدونم که این گریه ها بی خودِ
بپرسی اگه حالمو از همه
میگن طفلی انگار روانی شده
-کم آوردم آره صدامو ببین
ببین این ترانه چه غمگین شده
تو که دیده بودی منو قبلنا
نمیپرسی حالم چرا این شده
هنوزم شبا غرق رویای تو
چشام تا سحر ابر و بارونیه
اگه توو خیابون ازت رد بشم
تو حق داری آخه ندونی کیه