

Song
·
4 mins 51 secs
·
Jan 16, 2016
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم
-آوار ِ پریشانیست، رو سوی چه بگریزم؟
هنگامه ی حیرانیست، خود را به که بسپاریم؟
-من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امّیدِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم
-تشویشِ هزار «آیا»، وسواسِ هزار «امّا»
کوریم و نمیبینیم، ور نه همه بیماریم
-ما خویش ندانستیم، بیدارمان از خواب
گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم!
-کوریم و نمیبینیم، ور نه همه بیماریم
تیغیم و نمیبُرّیم، ابریم و نمیباریم
-من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
تشویشِ هزار «آیا»، وسواسِ هزار «امّا»
کوریم و نمیبینیم، ور نه همه بیماریم
-ما خویش ندانستیم، بیدارمان از خواب
گفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم!
-کوریم و نمیبینیم، ور نه همه بیماریم
تیغیم و نمیبُرّیم، ابریم و نمیباریم
-من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته
امّیدِ رهایی نیست، وقتی همه دیواریم