

Song
·
4 mins 14 secs
·
Mar 7, 2016
هربار رفتی با قرص خوابید این مردِ خسته
مردی که توو بیداریم چشماشو بسته
-داره میره سمت درّه با سرعتِ مجاز
این بار جای ترمز کردن پاش میره رو گاز
-عادت کرده به تنهایی از رویِ اجبار
عادتی که بیقاعده هی میشه تکرار
روزاش تاریک شباش سرده درگیر و تنها
توویِ هر جمعی که میره زود میشه منها
-پرسه سرفه هربار تکرار توو این کشاکش
انگار دارش میزنن بی تفهیمِ جُرمش
-محکومه توویِ این جنگل به زنده بودن
واسش فرقی نداره بُردن یا بازنده بودن
-عادت کرده به تنهایی از رویِ اجبار
عادتی که بیقاعده هی میشه تکرار
روزاش تاریک شباش سرده درگیر و تنها
پرسه سرفه هربار تکرار توو این کشاکش
انگار دارش میزنن بی تفهیمِ جُرمش
-محکومه توویِ این جنگل به زنده بودن
واسش فرقی نداره بُردن یا بازنده بودن
-عادت کرده به تنهایی از رویِ اجبار
عادتی که بیقاعده هی میشه تکرار
روزاش تاریک شباش سرده درگیر و تنها
توویِ هر جمعی که میره زود میشه منها
-هربار از چاله دراومد افتاد توویِ چاه
دنبالِ سوزن میگرده توو انبارِ کاه
-داره میدوئه امّا انگار رویِ تردمیل
از هرچی دوری کرده بهش میشه تحمیل
-عادت کرده به تنهایی از روی اجبار
عادتی که بیقاعده هی میشه تکرار
روزاش تاریک شباش سرده درگیر و تنها
توویِ هر جمعی که میره زود میشه منها
-توو خیابون هر عابری رو شکلِ تو دید
اونقدر موندش تا یکی مجسّمشو دزدید
-توو خیابون هر عابری رو شکلِ تو دید
اونقدر موندش تا یکی مجسّمشو دزدید
-