

Song
·
3 mins 57 secs
·
Jun 12, 2018
گِره خوردم به دلتنگی،تو این کابوسِ تکراری
نشستی روبروم هر شب،میونِ خواب وبیداری
-با اینکه دوری از دستام،چه نزدیکی به احساسم
تورو گُم می کنم بازم،من این کابوس و میشناسم!
-یه مشت تعبیر بیهوده من و تا انتها برده
یه دنیا دردِ تنهایی به تقدیرم گِره خورده
-خلاصم کن از این تردید،خلاصم کن که میتونی
از این کابوسِ تلخی که خودت مَعنیش و میدونی
-یه وقتا بعضی حرفا رو نمیشه گفت ، باور کن!
تو هم مثل منی شاید، با این سر در گمی سَر کن!
ولی افسوس این کابوس حالا هرلحظه بامن هست
مگه میشه دیگه راحت،چشارو رو حقیقت بست!
-(گناه عاشقی اینه، باید رسوای عالم شد
بسوزه اون درختی که دلیل طرد آدم شد)