

Song
·
7 mins 24 secs
·
Jul 18, 2011
ساعتا رو به عقب برگردون
اگه فرصتی هنوزم مونده
-بگو تو گذشته چی می بینی
که از آینده تورو ترسونده
-ساعتا رو به عقب برگردون
او همه خاطره رو پیدا کن
-پشت این همه شبِ تکراری
یه جهانِ تازه رو من، وا کن
-من هنوز زخمیِ خاطره ام
جز تو هیچکس رو دلم، مرهم نیست
-اسمتو صدا زدم، وقتی که
حتی اسمِ خودمم، یادم نیست
-همه امیدمی این روزا
که نجاتم بدی از این زندون
یه جهانِ تازه رو من، وا کن
-من هنوز زخمیِ خاطره ام
جز تو هیچکس رو دلم، مرهم نیست
-اسمتو صدا زدم، وقتی که
حتی اسمِ خودمم، یادم نیست
-همه امیدمی این روزا
که نجاتم بدی از این زندون
-تو فقط اگه بخوای میتونی
ساعتا رو، به عقب برگردون
-نمیشه زمین خورد و گریه نکرد
به دادم برس، بهترین نارفیق
-هنوزم به دستای تو قانعم
هنوزم عاشقم با یه زخم عمیق
-تو این روزهای سیاه و کسل
دلم خیسه از حسِ بارون شدن
-تورو جونِ هرکی که بش مومنی
فقط امشبُ حرف رفتن نزن
-تو این روزهای سیاه و کسل
دلم خیسه از حسِ بارون شدن
-تورو جونِ هرکی که بش مومنی
فقط امشبُ فقط امشبُ فقط امشبُ...
حرفِ رفتن نزن...
-تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یکمی چای واسه من بریز
-تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یکمی چای واسه من بریز
-تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یکمی چای...
-میدونم همیشه بدهکارتم
میدونی نمیشه فراموش کرد
-من از بس که تو خوابتم، زخمی ام
نمیشه که کابوسمُ گوش کرد
-نمیشه که این وحشتُ دوره کرد
نباشی نمونی نخندی، بری
-یه عمری جنونُ تحمل کنم
به دیوونگیم دل نبندی، بری...
-تو سیگارُ خاموش کن تا بگم
چطور میشه با گریه هم دود شد
-چطور میشه با خنده هم زخم خورد
چطور میشه با عشق، نابود شد
-شبایی که میترسم از پلکهام
همیشه هوا خیس و بارونیه
-یه زن با جنونش به من یاد داد
که عاشق شدن، که عاشق شدن، که عاشق شدن...
قبلِ ویرونیه...
تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یکمی چای واسه من بریز
-تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یکمی چای واسه من بریز
-تو این روزهای سیاه و مریض
فقط یکمی چای واسه من بریز