

Song
·
3 mins 46 secs
·
Feb 7, 2013
دل و بردار که دل خسته م از این شیون و فریادِش
که این ویرونه هم دیگه به کار ما نمیادش
-به کار ما نمیادش به کار ما نمیادش به کار ما نمیادش
-خبر دادن که تو رفتی هم آواز شب و بارون
چه تنها خسته و زخمی دلو کندی از این زندون
-خبر دادن که تو رفتی ولی من بی خبر بودم
صدام گم بود توی غوغا یا شاید هم که کر بودم
-به تو گفتم که ما هر دو اسیر دست نفرینیم
برای پر زدن بی هم چه تن خسته چه سنگینیم
-رفیق روز تنهایی رفیق دوره حسرت
رفیق صاف و بی کینه تو شهر غربت و نفرت
-تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد دل قلب من و از من
-به تو گفتم که ما هر دو اسیر دست نفرینیم
برای پر زدن بی هم چه تن خسته چه سنگینیم
-رفیق روز تنهایی رفیق دوره حسرت
رفیق صاف و بی کینه تو شهر غربت و نفرت
-تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد دل قلب من و از من
-نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشیم
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شیم
-نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشیم
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شیم
-نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشیم
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شیم
-رفیق روز تنهایی رفیق دوره حسرت
رفیق صاف و بی کینه تو شهر غربت و نفرت
-تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد دل قلب من و از من
-رفیق روز تنهایی رفیق دوره حسرت
رفیق صاف و بی کینه تو شهر غربت و نفرت