

Song
·
4 mins 3 secs
·
Oct 11, 2012
آخرین جای جهان ما همینجاست
همین جا که بهای زندگی خونه
-... وقتی دنیا بوی باروت و جنون میده
جز غریزه حسی از آدم نمیمونه
-آخرین جای جهان ما همینجاست
کنار هم اسیریم توی تنهایی
-همینجا که خدا چشمهاش رو می بنده
میگه انگار امیدی نیست به فردایی
-دیگه اینجا رفیق و آشنایی نیست
حقیقت ها تو زندون ها به زنجیرن
-کسی از حالمون چیزی نمی پرسه
همه از سایه ی همدیگه در میرن
-درود بر حیوان و شرف پاکش که می ارزد به هزار آدم امروزی..
-میگه انگار امیدی نیست به فردایی
-دیگه اینجا رفیق و آشنایی نیست
حقیقت ها تو زندون ها به زنجیرن
-کسی از حالمون چیزی نمی پرسه
همه از سایه ی همدیگه در میرن
-درود بر حیوان و شرف پاکش که می ارزد به هزار آدم امروزی..
-بسسه...
بازم بغضمو خوردمو کینه کردم
همه بدبختیها مارو دوره کردن
-سردن ..قلبامون تو این زندگی
مردن رویاها توی خواب بچگی
-چرا ساکت شدی تو این ظلم و سختی؟!
یکی حال میکنه , بقیه توی قحطی...
-ولی من ..نمیخوام ساکت بشینم.
اسم مردُ فقط توی تاریخ ببینم.
-رحمی دیگه توی دنیامون نیست.
امیدی برای فردامون نیست.
-اگه جلومون پر پر بشه یکی.
رد میشیم انگار هم نوعمون نیست.
-لبخندی رو لبهامون نیست.
عشق و غیرت رو تختامون نیست....
-اگه حرفام دلخورت کرد...درکم کن
نوری تو دنیام نیست......
-حس رویاییه ما درگیر کابوسه
دیگه نسلی از "آدم" توی دنیا نیست
-تو این برزخ پی یک ناجی می گردیم
پس این ناجی کجاست.این عین بی رحمیست.....