

Song
·
4 mins 1 sec
·
Feb 27, 2017
من دایره در دایره گردابم و تکرار
هی در تو شدم غرق وتو انگار نه انگار
-من اهل همین کوچهء بن بست کناری
تو پنجره ای رو به افق های غزلوار
-من وحشی چشمان غزالی تو گشتم
با آن همه اهلیت و رسمیت بسیار
-بعد از تو بگو با چه زبانی بنویسم
شعری که به اثبات تو کوشد نه به انکار
-باید بروم تا نگرفته است گناهت
دامان مرا درعطش این همه دیدار
-دیگر چه بگویم که در این همهمه بازار
بیرون نزند دایره از نقطه ی پرگار
-ای تلخ ترین ماه شب بلخ و سمرقند
ای قهوه ی چشمان تو آوازهءقاجار
شعری که به اثبات تو کوشد نه به انکار
-باید بروم تا نگرفته است گناهت
دامان مرا درعطش این همه دیدار
-دیگر چه بگویم که در این همهمه بازار
بیرون نزند دایره از نقطه ی پرگار
-ای تلخ ترین ماه شب بلخ و سمرقند
ای قهوه ی چشمان تو آوازهءقاجار
-من وحشی چشمان غزالین تو گشتم
با آن همه اهلیت و رسمیت بسیار
-بعد از تو بگو با چه زبانی بنویسم
شعری که به اثبات تو کوشد نه به انکار
-باید بروم تا نگرفته است گناهت
دامان مرا درعطش این همه دیدار