

Song
·
3 mins 17 secs
·
Dec 25, 2016
ای که از عاطفهِ دوری ، من به دامِ تو اسیرم
تشنه ی عشقِ تو هستم ، بی تو از زندگی سیرم
-تو از این عاشقِ خسته ، خیلی دوری و سرابی
تورو داشتن آرزومه ، مثِ رویا ، مثِ خوابی
-دلِ من بی تو می میره ، به غمت عادت نداره
تو منو ببخش و برگرد ، دلِ من طاقت نداره
-پیشِ هم بودیم و انگار ، فرصتِ عاشقی کم بود
عصرِ اون روزی که رفتی ، عصرِ عاشق شدنم بود
-نمی خوام اینجا بمونم ، چون پُر از حسِ سقوطم
تو خودت آیینه ای و ، منم عکسِ روبروتم
-خسته ام ، خسته تر از شب ، شبی که فردا نداره
منم اون مسافری که ، تو دلِ تو جا نداره
-دلِ من بی تو می میره ، به غمت عادت نداره
تو منو ببخش و برگرد ، دلِ من طاقت نداره
عصرِ اون روزی که رفتی ، عصرِ عاشق شدنم بود
-نمی خوام اینجا بمونم ، چون پُر از حسِ سقوطم
تو خودت آیینه ای و ، منم عکسِ روبروتم
-خسته ام ، خسته تر از شب ، شبی که فردا نداره
منم اون مسافری که ، تو دلِ تو جا نداره
-دلِ من بی تو می میره ، به غمت عادت نداره
تو منو ببخش و برگرد ، دلِ من طاقت نداره
-پیشِ هم بودیم و انگار ، فرصتِ عاشقی کم بود
عصرِ اون روزی که رفتی ، عصرِ عاشق شدنم بود
