

Song
·
3 mins 4 secs
·
Sep 22, 2026
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
-مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عمرم گذشت و بیتو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی
در آن زمان که جهان خالی از وصال شود
کسی به پشتِ در آید که از قرار تویی
بودم ز ازل ها پی کویت
مستم به ابد از می مویت
از خود همه را با تو بگفتم
حالا تو بگو راز مگویت
راز مگویت
-جهانیان همه گر تشنگان خون من اند
چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندیست
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی
-مستم به ابد از می مویت
از خود همه را با تو بگفتم
حالا تو بگو راز مگویت
راز مگویت
-جهانیان همه گر تشنگان خون من اند
چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندیست
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی
-مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عمرم گذشت و بیتو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی