

Song
·
3 mins 9 secs
·
Mar 9, 2018
نمی گنجد چرا در باور من
همین تقدیر تلخ بی تو بودن
تو را هر لحظه میبینم به رویا
تمام من شده از تو سرودن
-ندارد تاب این رنج و جدایی
شکسته از غمت بال و پر من
چنان مرداب پیرم خشک و تشنه
تو هستی ساقه ی نیلوفر من
-به باد داده ای داده ای خاکستر من
گرفتی سایه ات سایه ات را از سر من
به باد داده ای داده ای خاکستر من
گرفتی سایه ات سایه ات را از سر من
-نشستی بر تماشا بی تفاوت
به خاک افتادن و فرسودن من
گرفتارم به رنجی بی نهایت
شده افسانه ای آسودن من
-به باد داده ای داده ای خاکستر من
گرفتی سایه ات سایه ات را از سر من
به باد داده ای داده ای خاکستر من
گرفتی سایه ات سایه ات را از سر من
-نشستی بر تماشا بی تفاوت
به خاک افتادن و فرسودن من
گرفتارم به رنجی بی نهایت
شده افسانه ای آسودن من
-گرفتارم بدین زندان غربت
مرا یارای رفتن از قفس نیست
برای زندگی تنها و بی تو
منِ آشفته را دیگر نفس نیست
-به باد داده ای داده ای خاکستر من
گرفتی سایه ات سایه ات را از سر من
به باد داده ای داده ای خاکستر من
گرفتی سایه ات سایه ات را از سر من