

Song
·
3 mins 31 secs
·
Apr 21, 2014
قصهی ما ساده بود، مثل همه قصهها
یک شب آغاز داشت، یک شبح انتها
-مثل «مقالات شمس» خواندن تو خوب بود
مثل «مقالات شمس» خوب نخواندم تو را
-تا به خودم آمدم، قهر تو باریده بود
بر من بی «مولوی» بر من بی دست و پا
-تو به ستوه آمدی ای به خودت مطمئن
از من کمحوصله، از من بیاعتنا
-دست تو تردید داشت مشت مرا وا کند
دست خودت هم نبود آخر این ماجرا
-بس که دلایدلکنان دست تو را پس زدم
صبر تو لبریز شد از دل پا در هوا
-تا به خودم آمدم قهر تو باریده بود
بر من بی «مولوی» بر من بی دست و پا
از من کمحوصله، از من بیاعتنا
-دست تو تردید داشت مشت مرا وا کند
دست خودت هم نبود آخر این ماجرا
-بس که دلایدلکنان دست تو را پس زدم
صبر تو لبریز شد از دل پا در هوا
-تا به خودم آمدم قهر تو باریده بود
بر من بی «مولوی» بر من بی دست و پا
-تو به ستوه آمدی ای به خودت مطمئن
از من کمحوصله از من بیاعتنا