

Song
·
5 mins 46 secs
·
Dec 30, 2014
الا ای، آهوی وحشی
کجایی
مرا باتوست، چندین
آشنایی
-دو تنهارو، دو سرگردان، دو بی کس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
بیا تا حال یکدیگر بدانیم
مراد هم بجوییم ار توانیم
که میبینم که این دشت مشوش
چراگاهی ندارد خرم و خش
-که خواهد شد بگویید ای رفیقان
رفیق بی کسان یار غریبان
مگر خضر مبارک پی درآید
ز یمن همتش کاری گشاید
گشاید
-چو آن سرو روان شد
کاروانی
چراگاهی ندارد خرم و خش
-که خواهد شد بگویید ای رفیقان
رفیق بی کسان یار غریبان
مگر خضر مبارک پی درآید
ز یمن همتش کاری گشاید
گشاید
-چو آن سرو روان شد
کاروانی
ز شاخ سرو میکن
سایه بانی
-لب سر چشمهای و طرفِ جویی
نم اشکی و با خود گفت و گویی
به یاد رفتگان و دوستداران
موافق گرد با ابر بهاران
-چو نالان آیدت آب روان ، پیش
مدد بخشش ز آب دیده ی خویش
-نکرد آن همدم دیرین مدارا
مسلمانان مسلمانان خدا را
-مگر خضر مبارک پی تواند
که این تنهابه آن تنها رساند