

Song
·
3 mins 48 secs
·
Jul 25, 2022
رفیقِ همه لحظه هام بود
شریک غم و خنده هام بود
-تو تنهاییا همصدام بود
شبا شونهی گریه هام بود
-بهم عشق و دیوونگی داد
بهم جراتِ زندگی داد
-شنیدم صداشو
همینکه با قلبم
بهش گوش کردم
باهام حرف می زد
که دلتنگیامو
فراموش کردم
-تو تنهاییایی
که بی تابی و ترس
باهام تن به تن بود
خدا بود و با من
همینکه با قلبم
بهش گوش کردم
باهام حرف می زد
که دلتنگیامو
فراموش کردم
-تو تنهاییایی
که بی تابی و ترس
باهام تن به تن بود
خدا بود و با من
خودی بود و یک بند
حواسش به من بود
-با اینکه ازش دور بودم
یه کوه یخو تو وجودم
با دلگرمیاش آب می کرد
-حالا توی دستامه دستی
که اشک منو پاک می کرد
که لبخندمو قاب می کرد
-شنیدم صداشو
همینکه با قلبم
بهش گوش کردم
باهام حرف می زد
که دلتنگیامو
فراموش کردم
-تو تنهاییایی
که بی تابی و ترس
باهام تن به تن بود
خدا بود و با من
خودی بود و یک بند
حواسش به من بود