

Song
·
3 mins 22 secs
·
May 16, 2014
نمازم عطر گل سینتُ گرفت و
آبی گنبدا رو تو چشم تو دیدم
پیشونیمُ جای مُهر رو یه دگمت
کبودتر کردم و از قبله بریدم
-محشر آغوش تو ترک کردنی نیست
حرارتت هوا رو بی نظیر کرده
مرز بهشت آینه قدی اتاقه
که عکس اندام تو رو تکثیر کرده
-کوچیک میشه مردمکهام از انعکاس
اشعه ی برفی پوست تنت رو تنم
قلب من اسم تو رو جای خون فواره کرد
تا نزدیکتر به من شی از رگ گردنم
-با عرق شرم تو تا وضو گرفتم
غربت این خونه برای من وطن شد
بند گلوبند تو رو تسبیح کردم
دامن تو مخمل سجاده ی من شد
-کوچیک میشه مردمکهام از انعکاس
اشعه ی برفی پوست تنت رو تنم
قلب من اسم تو رو جای خون فواره کرد
تا نزدیکتر به من شی از رگ گردنم
-با عرق شرم تو تا وضو گرفتم
غربت این خونه برای من وطن شد
بند گلوبند تو رو تسبیح کردم
دامن تو مخمل سجاده ی من شد
-یه جایی تو زمان معلق شیم با هم
جایی که روی ما زمان بی تاثیره
یه جا میون خلا و خلسه که بازم
نمازم عطر گل سینتُ بگیره