

Song
·
3 mins 24 secs
·
Sep 23, 2016
میخوام یه قلک بسازم از دلم
حواسمو جمع کنم و یه روزی به وقتش
که پر شد
بشکنمش و آبروی عشقو بخرم
-میخوام یه قلک بسازم از دلم، که وقتی
که صبح شد، که رد شد، تمام بد دلی ها
تمام دل خوری ها
تموم لحظه هایی، که سر شد، به ترس و به وحشت
از این که یار نباشه، رفیق و پا نباشه، به عهدش وفا نباشه
همه تلخیا رو بقچه کنم و دور بریزم
جای عشقو تو دل وا کنم
آبروی عشقو بخرم
-میخوام یه قلک بسازم از دلم
خاطره های خوبو سوا کنم و جیرینگی
توی دلش بریزم
یه روزی که پر شد قلکم
از همه خاطراتت، نگاهت، کلامت، مرامت
اونوقت بدجور میشم اسیر و رامت
همه تلخیا رو بقچه کنم و دور بریزم
جای عشقو تو دل وا کنم
آبروی عشقو بخرم
-میخوام یه قلک بسازم از دلم
خاطره های خوبو سوا کنم و جیرینگی
توی دلش بریزم
یه روزی که پر شد قلکم
از همه خاطراتت، نگاهت، کلامت، مرامت
اونوقت بدجور میشم اسیر و رامت
-چادرمو سر میکشم، سُرمه میکشم به چشمام
خنده رو میشونم رو لب هام، پاشنه ها رو ور میکشم
رَوونه میشم به بازار
به جایی که عشق و عاشقی حراجه
عاشقا شدن یه دلّال
همه حالشون خرابه، آخ
رونق کارشون کساده
-میونِ این آشفته بازار
من یکی به یادت، به عشقت، فارغ از قیمت و گرونی
به امیدی که مهربونی
آی اومدی که بیای و بمونی
این دلو به پات میشکنم
هرچی توش دارمو میریزم
رو سنگ فرش بازار و آبروی عشقو میخرم