

Song
·
3 mins 38 secs
·
Aug 21, 2020
خستم از این روزگار رنگی
خستم از این که هر دفه هرکی
با یه خنجر حالی داد به پشتمون
با یه تبر زد به ریشهی رشدمون
جواب خوبیا خوبی بوده قبلا
الان شده مگه من خواستم اصلا؟
هیچ چیزی دیگه مثل قدیما نیست
معرفت و مرام، حرف مردا دیگه حرف نیست
باید تیز باشی بجنگی ببری
تا بتونی به دنیا و این زمونش بخندی
انقدر آدما کردن به هم نامردی
که دیگه معرفت و مرام شده نامریی
حال میدی فکر میکنن شده وظیفت
خسته میشی و آخرش عوض میشه وضعیت
میشی یه آدمه سردی که کلی تغیید کردی
ترجیح میدی که نزنی با کسی تو حرفی
بعد میشی یه آدم نچسبی که خودش و گرفته
میشی یه آدم درون گرا که کلیم تو فکر
ضربه زدن؟خورد شدی؟خب توقع چی میره؟
هیشکیم پیدا نمیشه بخواد دستتو بگیره
انقدر آدما کردن به هم نامردی
که دیگه معرفت و مرام شده نامریی
حال میدی فکر میکنن شده وظیفت
خسته میشی و آخرش عوض میشه وضعیت
میشی یه آدمه سردی که کلی تغیید کردی
ترجیح میدی که نزنی با کسی تو حرفی
بعد میشی یه آدم نچسبی که خودش و گرفته
میشی یه آدم درون گرا که کلیم تو فکر
ضربه زدن؟خورد شدی؟خب توقع چی میره؟
هیشکیم پیدا نمیشه بخواد دستتو بگیره
الان هرکسی تو فکر منفعت خودشه
فکر این که خالیهای حرف زدناش پر بشه
میچرخه میچرخه داستان زمونه
رد پای کف پات یه جای پای کبود
هر تجربش یه تاوان کلونه
گرفتی چی شد؟اینه داستان زمونه
تیریپ رفاقت میان جلو که خیلی چاکریم
هر کاریم بگی واسه انجام حاضریم
بعد استفاده میزننت یه جوری از پشت
که برمیگردی بش میگی رفیق دست خوش
دلت خوشه دیگه داستان همینجا تمومه؟
میشنوی یکی پشتت حرف زده میبینی همونه
همونی که جلو روت هی داداش داداش میکرد
تو زندگیت یه برای جای پاهاش میگشت
یادش نی روزایی و که بیمنت کشیدمش بالا
قدر ندونِ نمک نشناس و واس زد تو سرش حالا
نمیخواستم به روت بیارم ولی ترمز بودی
حرفات باد هوا خالی بودی قمپز بودی
یکم مایه رفت جیبات فکر کردی سنگین شدی؟
نه داداش واسه سنگینی واس تمرین کنی
تو اصلا آدم نمیشی چون که از ریشه خرابی
آدم بودن اصالت میخواد که توش ریشه نداری
میچرخه میچرخه داستان زمونه
رد پای کف پات یه جای پای کبود
هر تجربش یه تاوان کلونه
گرفتی چی شد؟اینه داستان زمونه
یه آدم تنها شدی با هدفون تو گوشت
یه باطن داغونی زیر اون روپوشت
روپوشی با خنده که ظاهرتو ساخته
آدمی شدی عمریه زندگیشو باخته
حتی شکر تو چاییتم تلخه تو دهن
یه ذهن مچاله و کلی زخم رو بدن
ساکت و تنها میزنی قدم زیر بارون
به یاد سختیات میکشی سیگارتو آروم
کلی تلاش میکردی که سر بگیری بالا
فاجعه چی بوده که با دود دم میگیری حالا؟
یه ذهن خسته از کار و بحث مالی
دنبال یهجای آروم با فکر خالی
یه شنای ساحل و گرم و دریای آبی
بیخیال استرس و فردای کاری
بزار زیر پات و رد شو از دشمنتو حاشیه
بریز دور چیزی که چند ساله مغزنو گ