

Song
·
3 mins 20 secs
·
Aug 10, 2020
جلو آینه رفتم دیدم چه غریبم
انگار زمان و دادم خرابی جاش خریدم
خودمو نشناختم ، گفتم چقدر عوضشدیتو
یه نگاهیکرد که یعنیحقم داریخب
دست تکون دادم اونم داد دست تکون
نشستیم پیشه همو باز شدسر حرفمون
دلش پر بود از این همهدرد و مرض
از این دنیای بیرحم پر قصد و قرض
هی گفت و گفت و گفت تا اشکش اومد
خب به لب رسید بود دیگهصبرشاونم
میگفت آدمابد شدنو نقاب میزنن
بعد استفادشونم تورو به خاک میزنن
بهم گفت تو واسهاین آدما جوجهای
وقتیشیرم میکنن گربهی خونگی
خسته شدی از این همه دروغو کلک؟
ازاین که مردم تو زندگیهم میکشن سرک
یه دفه بغضش ترکید و ازعشقشگفت
دیدم یهو ساکت شد و شدتو فکرشقفل
میگفت اونم نموند و یروزی ترکشکرد
همین بیوفایی از زندگی سردشکرد
میگفت آدمابد شدنو نقاب میزنن
بعد استفادشونم تورو به خاک میزنن
بهم گفت تو واسهاین آدما جوجهای
وقتیشیرم میکنن گربهی خونگی
خسته شدی از این همه دروغو کلک؟
ازاین که مردم تو زندگیهم میکشن سرک
یه دفه بغضش ترکید و ازعشقشگفت
دیدم یهو ساکت شد و شدتو فکرشقفل
میگفت اونم نموند و یروزی ترکشکرد
همین بیوفایی از زندگی سردشکرد
-شروعکردشبه تعریف داستان خودش
گفت خیلی تنهاست پر آشغال دورش
یکم گله داشت از وزن سبک جیبش
از درخت اومده فقطسیب گندیده گیرش
گفت هرکی اومد یکم شیشه خورده داشت
زخمامو وا کن بیا ببین هنو مونده جاش
نه انگیزه مونده بود نه دلو دماغی
همچی سیاه شده بود رنگه پرکلاغی
این همه دوییدیم ولی نرفت راهی از پیش
با اینکه درست رفته بودیم تو راه اصلیش
کشید دست به سرش گفت ببین موهام ریخته
بشین دلیلشو بگم تا که موهات سیخ شه
به خودم اومدم شده بود بیست سالم
دیدم هزار تا مشکل جلوم ایستادن
با حرفاش منو برد تو دنیایخودش
دیدم حتیضربه خورده از خوبایدورش
فهمیدم ما هردومون یه چیز و تجربه کردیم
یکم فکر کردم دیدم چقدر ما شبیه همیم
یه لحظه همچی یهو پیچید دور سرم
فهمیدم اون تصویری که میبینم خود منم