

Song
·
5 mins 25 secs
·
Oct 7, 2014
لبخند زد و دستامو گرفت اما توی خواب
فردا نشده بیدار شدم بیدار و خراب
-عکسش روی میز باز از توی قاب بیرون اومد و
دستامو گرفت با هم دوباره رفتیم توی قاب
-ترسیدم اگه بیدار بشم خوابم بپره
گفتم نکنه اصلا روی میز خوابم نبره
-تنها روی تخت تنها توی خواب با اون توی قاب
چشماشو که بست قاب از روی میز افتاد و شکست
-حالا یه نفراین خواب منو تعبیر کنه
تا ساعتای بی خوابی من تغییر کنه
-بارون میومد پس داد زدم من پشت درم
خمیازه باد آهسته گذشت از پشت سرم
-در وانشده بیدار شدم بارون میومد
گفتم نکنه فردا شده و من بی خبرم
چشماشو که بست قاب از روی میز افتاد و شکست
-حالا یه نفراین خواب منو تعبیر کنه
تا ساعتای بی خوابی من تغییر کنه
-بارون میومد پس داد زدم من پشت درم
خمیازه باد آهسته گذشت از پشت سرم
-در وانشده بیدار شدم بارون میومد
گفتم نکنه فردا شده و من بی خبرم
-بارون میومد پس داد زدم پشت دره
بیدار شدی گفتی نکنه خوابم نبره
-سیل از توی قاب اومد تو اتاق در وا شده بود
ما غرق شدیم از بس که اتاق دریا شده بود
-حالا یه نفراین خواب منو تعبیر کنه
تا ساعتای بی خوابی من تغییر کنه