

Song
·
3 mins 26 secs
·
Mar 1, 2013
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
-تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
-پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم
-عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
-سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم
-تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
-تو از آن دگری رو مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم
-سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم
-تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم
-تو از آن دگری رو مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم
-از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
-سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم
-تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم