

Song
·
3 mins 30 secs
·
Dec 22, 2013
از مرد تنها تر تو دنیا نیست ، وقتی که
-برق یه خنجر سایشو از خاک می گیره
-یعنی من از آوازه ی اسم تو فهمیدم
-مردی که از عشق تو میمیره ، نمی میره
-تقویم من تعطیل روزای توئه وقتی
-از حیرت دریا و بهت آسمون میگه
-وقتی از اون و مردم از خورشید می پرسن
-خورشید روی نیزه ها اذون میگه
-ای وای اگه روزی نظر برگرده از کارم
-چیزی نمی مونه دیگه از بودنم باقی
-از حیرت دریا و بهت آسمون میگه
-وقتی از اون و مردم از خورشید می پرسن
-خورشید روی نیزه ها اذون میگه
-ای وای اگه روزی نظر برگرده از کارم
-چیزی نمی مونه دیگه از بودنم باقی
-چشماتو می بندی و کار من تموم میشه
-من تشنه ی نورم الا یا ایها الساقی
-فانوسو روشن میکنم شب بی تو نزدیکه
-بعد از تماشای غروب خسته ی خونی
-حال بد من فکر درمون نیست میدونی
-من از تو بیمارم تو خوبم کن تو می تونی