

Song
·
3 mins 11 secs
·
Feb 18, 2020
سیاهه زمین و زمان تو چشام
هوا خیلی وقته که آفتابی نیست
کی خورشیدو دزدیده از شهرمون
تو این روزا که آسمون آبی نیست
-واسه جرم زن بودنم سالهاست
صدامو توی حنجره دوختن
توی آتیش جهل بی حدشون
همه آرزوهای من سوختن
-زیر سقف کوتاهِ بی رحمشون
برای کسی جای پرواز نیست
عزادارمون کردن اونقدر که
مجالی واسه رقص و آواز نیست
-با اینکه سالها
زخمی شده تنم
از جای زخم هام
جوونه میزنم
-زیر سقف کوتاهِ بی رحمشون
برای کسی جای پرواز نیست
عزادارمون کردن اونقدر که
مجالی واسه رقص و آواز نیست
-با اینکه سالها
زخمی شده تنم
از جای زخم هام
جوونه میزنم
-فریاد میزنم
هربار بیشتر
شاید شنیده شد
فریاد پشت در
-میون من و آرزوهای من
همیشه فقط سد شدن روبروم
نمیخوان صدامو کسی بشنوه
میترسن ازم، حتی از تار موم