

Song
·
3 mins 14 secs
·
Feb 2, 2022
پرسیدم عشق یا آرزو
گفت من واسه اون
می ندازم تموم رویاهامو توی آب جوش
گفتم نیست منطقی
می رسه یه روز خسته شی و
می بینی نداری توی جیبت حتی یه قرون
-گفت بودم لنگ پول
ولی نه لنگ آبروم
با استخونامم شده می سازم سقف واسمون
بحث بالا گرفت چشام تو چشم آینه
خالی کردم روش دوتا تیر و پاشید روی پرده خون و
من بُردم ولی مرد توی آینه مُرد
یه پسر بچه موند که فکر می کرد شده بزرگ و
تیز شد ناخوناش، لکه خون تو دندوناش
خواست مرد شه ولی دید داره میشه گُرگ
-برگشتم به محل جُرم تا زنده شه یه خاطره
خاطرات مردی که کشتمش توی آینه
نوشتم از عشق و لحظه و یه حال خیلی خوب و
بحث بالا گرفت چشام تو چشم آینه
خالی کردم روش دوتا تیر و پاشید روی پرده خون و
من بُردم ولی مرد توی آینه مُرد
یه پسر بچه موند که فکر می کرد شده بزرگ و
تیز شد ناخوناش، لکه خون تو دندوناش
خواست مرد شه ولی دید داره میشه گُرگ
-برگشتم به محل جُرم تا زنده شه یه خاطره
خاطرات مردی که کشتمش توی آینه
نوشتم از عشق و لحظه و یه حال خیلی خوب و
یه دخترک که بود یه روزی کل آرزوش
-نوشتم از ابر و لاله و بهشت و عشق و نور
نوشتم انقد که شعراش یه روز شدن تموم
فروختم شعراشو تو حراجی ها و
باش خریدم آرزومو بالاشهر یه جای لوکس
-من بُردم ولی مرد توی آینه مُرد
عشق هم ارزون خریدم سمت همت زیر پُل
شب گذشت و دم صبح شستم سک و صورتو
سرو آوردم بالا و دیدم توی آینه