

Song
·
3 mins 59 secs
·
Mar 16, 2016
از طرف راهِ ندیده ها ، سرزمینی به اسم کشف
-توان پذیرش یه صدا ، حتی مخالف عقیده ها
-از طرف شکافِ لایه ها ، اوجِ حضورم تووی عمق عبورت
-توو لمس پدیده هاست
-از طرف کفه ی برابر ، تا میون خنده ها نمیری
-از طرف لبی پاره خط گون ، تا گوشاتو از رو صدا نگیری
-از سمت جرئت حملِ قامت ، بیدارِ شبونه ی امانت
-از سمت چیزی به اسم حقیقت ، آخرین دیوار بی ضمانت
-من اون فصلِ سردم وقتِ تعویض لباساته ، قیچی باغبونم زمانی که وقتِ هَرَس تَبَرگاته
-از طرف نیمه های خالی ، نقشه ی فرداهای خیالی
-از طرف لبی پاره خط گون ، تا گوشاتو از رو صدا نگیری
-از سمت جرئت حملِ قامت ، بیدارِ شبونه ی امانت
-از سمت چیزی به اسم حقیقت ، آخرین دیوار بی ضمانت
-من اون فصلِ سردم وقتِ تعویض لباساته ، قیچی باغبونم زمانی که وقتِ هَرَس تَبَرگاته
-از طرف نیمه های خالی ، نقشه ی فرداهای خیالی
-از طرف درخت های بی برگ ، پایانِ محضِ نونهالی
-از طرف جنون با رضایت ، شروع بیماری تا سرایت
-زخم شکنجه ای به اسم دنیا ، از سمتِ تجربه تا روایت
-واسه ی تو دلسرد ، باد دوره گرد
-منو قبولم کن ، این منم مرگ
-منم آخرین ثانیه ، آخرین هُرم گلویی که باقیه
-تویی آخرین حس پایان وزن ، منم آخرین قافیه
-رفتی میون دفتر ، خط کشی نفس گیر بود
-نظمو زیر و رو کردی ، روندنت توو حاشیه
-کوچیک شد خونت ، اما جهانت نه
-یه زندگیِ دوبارست ، اون شعری که ازت باقیه
-گردی به قدّ دستات ، پنجه هاتو توو خاک
-جوونه از مشتت ریخت ، وقتی دستاتو وا کردم
-توو خاکِ حاصل خیزِ نبودنت که جایِ رشد بود
-جشن آبیاری بودنتو خاطره هات به پا کردن
-کِشیدی دست از زنجیر ، این اعتیاد و لِه کردی
-انزواهایِ پاکیت ، بلند من رو صدا کردن
-هر چی از حقیقت دیدی ، صمیمی تر شدی با من
-تا صفحه یِ بودنت رو با دستام تا کردم
-منم آخرین لحظه ای که توو قامتی ، منم آخرین رنگی که رو شهامتی
-آغاز تا حالت رو توو پایانت انشاء کردم ، زنجیرتو وا کردی دستامو به روت وا کردم
-حقیقت شکست بود ، خم شدن توو زندگی
-در زندان ندیدن رو روی دیدنت وا کردن
-پایِ برگه یِ حقیقت رو که شکست بود و بس
-با دستِ پُر از بویِ پارکی زنجیرت امضاء کردم