%2F418b5833ad07820.jpg&w=640&q=75)
%2F418b5833ad07820.jpg&w=640&q=75)
Song
·
4 mins 10 secs
·
Mar 9, 2016
یار با ما بی وفایی می کند
بی سبب از ما جدایی می کند
شمع جانم را بکشت آن بی وفا
جای دیگر روشنایی می کند
یار با ما بی وفایی میکند
جو فروش است آن نگار سنگدل
با من او گندم نمایی می کند
سعدی شیرین سخن در راه عشق
از لبش بوسه گدایی می کند
-عشق، حالِ خوبی بود
رفتنت خرابش کرد
عشقُ حال خوبی بود
رفتنت خرابش کرد
کل باغ انگورُ توو یه شب شرابش کرد
رفتنت خرابش کرد
دست، دست خوبی بود
پرچمت رو دستم داد
شاه کشورم بودم
بُردنت شکستم داد
عشق، حالِ خوبی بود
رفتنت خرابش کرد
عشقُ حال خوبی بود
رفتنت خرابش کرد
کل باغ انگورُ توو یه شب شرابش کرد
رفتنت خرابش کرد
دست، دست خوبی بود
پرچمت رو دستم داد
شاه کشورم بودم
بُردنت شکستم داد
عشق، کار دستم داد
-ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
ما زیاران چشم یاری داشتیم
شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح پنداشتیم
حافظ و سعدی و من در راه عشق
جانب حرمت فرو نگذاشتیم
-عشق، حال خوبی بود
رفتنت خرابش کرد
عشقُ حال خوبی بود
رفتنت خرابش کرد
کل باغ انگورُ توو یه شب شرابش کرد
رفتنت خرابش کرد
دست، دست خوبی بود
پرچمت رو دستم داد
شاه کشورم بودم
بُردنت شکستم داد