

Song
·
4 mins 51 secs
·
Feb 6, 2018
هزار و یک هزار و دو هزار و سه
دارم روزای دلتنیگمو میشمارم
ازینجا رفتی و اندازه ی یک عمر
به عمرم زندگی کردن بدهکارم
-زمستونه ولی پنجره ها بازه
هنوز داغم اینا از کم حواسی نیست
اگه حس می کنم گرماتو هر لحظه
چرا شال گردنت رو جا لباسی نیست
-ادامه ی همه روزای بعد از تو
شبای سردمه نزدیک شومینه
شبائی که اگه مهتابیم باشه
بازم حس می کنم روم برف میشینه
-نمی دونم چرا سهم من از حرفات
همیشه یه سلام خشک و خالی بود
برای اینکه تو چیزی بگی شاید
تمام جمله های من سوالی بود
-ادامه ی همه روزای بعد از تو
شبای سردمه نزدیک شومینه
شبائی که اگه مهتابیم باشه
بازم حس می کنم روم برف میشینه
-نمی دونم چرا سهم من از حرفات
همیشه یه سلام خشک و خالی بود
برای اینکه تو چیزی بگی شاید
تمام جمله های من سوالی بود
-منم من
میهمان هر شبت
لولی وش مغموم
منم من
سنگ تیپاخورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش
نغمه ناجور
-تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
حدیث دوست با دشمن نگویم
که هرگز مدعی محرم نباشد
-نه از رومم
نه از زنگم
همان بیرنگ بیرنگم
حریفا! میزبانا!
میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
بیا بگشای در
بگشای دلتنگم
