

Song
·
3 mins 3 secs
·
Aug 27, 2018
در آن شب بارانی، یک شیشه پر از مه بود
اونور تو و اینور من، که گل به تو میده بود
-تو دورتر از غصه، در خواب گل نرگس
اشکای منو تو بارون، هرگز ندیدی هرگز
-وقتی که همه خوابن ،من دورتر از خونه م
یخ می زنه انگشتام، من برف زمستونم
-من "ها" می کنم دستام، می پرسن ازم حالی
من کودک کار هستم، جای پدرم خالی
-این مه رو بیا پاک کن، با گرمیه اون دستات
من اینور این شیشه، نزدیک دوتا چشمات
-آدم های یک خونه، با عشق تو دلگرمن
نزدیکه چراغ سبز شه، گلها رو بخر از من
-وقتی که همه خوابن، من دورتر از خونه م
یخ می زنه انگشتام، من برف زمستونم
من کودک کار هستم، جای پدرم خالی
-این مه رو بیا پاک کن، با گرمیه اون دستات
من اینور این شیشه، نزدیک دوتا چشمات
-آدم های یک خونه، با عشق تو دلگرمن
نزدیکه چراغ سبز شه، گلها رو بخر از من
-وقتی که همه خوابن، من دورتر از خونه م
یخ می زنه انگشتام، من برف زمستونم
-من "ها" می کنم دستام، می پرسن ازم حالی
من کودک کار هستم، جای پدرم خالی