

Song
·
2 mins 58 secs
·
Feb 27, 2012
هفت سین خالی از یه سین دیوان حافظ تو بغل
تا که تو از راه نرسی نه شعر می خونم نه غزل
-تو باید از راه برسی به مرز و بوم این دیار
تا از حضورت حس کنم رسیده عطر نوبهار
-روزی که از راه برسی زمستون از پا در میاد
هفت سین خالی از یه سین سایه ی دستاتو می خواد
-تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هر روز نوروز منه
تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هرروز نوروز منه
هرروز نوروز منه
-دلم ازت جدا نشد
نفس تو رو نفس کشید
یه سال از این دوری گذشت
قصه به آخر نرسید
-وقتی که تو کنارمی هر روز نوروز منه
تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هرروز نوروز منه
هرروز نوروز منه
-دلم ازت جدا نشد
نفس تو رو نفس کشید
یه سال از این دوری گذشت
قصه به آخر نرسید
-به آرزوی دیدنت هفته به هفته نو شدم
جمله ی باز میبینمش وعده ی من شد به خودم
-تو داری از راه می رسی زمستون ازپادر میاد
هفت سین خالی از یه سین سایه ی دستاتو می خواد
-تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هر روز نوروز منه
-تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هرروز نوروز منه
تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هر روز نوروز منه
تن پوش تازه بر تن و گم شدنم تو آینه
وقتی که تو کنارمی هرروز نوروز منه
هر روز نوروز منه