

Song
·
2 mins 26 secs
·
Jun 26, 2019
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
-بسوختیم در این آرزوی خام و نشد
-به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم
-شدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشد
-پیام داد که خواهم نشست با رندان
-بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد
-رواست در بر اگر میتپد کبوتر دل
-که دید در ره خود تاب و پیچ دام و نشد
-بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل
-چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد
-بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد
-رواست در بر اگر میتپد کبوتر دل
-که دید در ره خود تاب و پیچ دام و نشد
-بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل
-چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد
-به کوی عشق منه بیدلیل راه قدم
-که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
-فغان که در طلب گنج نامه مقصود
-شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد
-دریغ و درد که در جست و جوی گنج حضور
-بسی شدم به گدایی بر کرام و نشد
-هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر
-در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد