

Song
·
4 mins 10 secs
·
Jun 26, 2019
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
-بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
-الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
-مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
-جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریاد
-که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
-ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
-بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
-جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
-که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم
-که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
-ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
-بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
-جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
-که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم
-اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
-حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
-صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
-که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم
-شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
-اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
-حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
-همانا بیغلط باشد که حافظ داد تلقینم