

Song
·
5 mins 24 secs
·
Feb 3, 2022
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهانِ باز، بسته ست
در تنگِ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست
-نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی، آشنا رنگ
گَهی میسوزدم، گه مینوازد
-فَغانی گرم و خونآلود و پُر درد
غروبی پیچَدَم در سینهی تنگ
چو فریاد یکی دیوانهی گنگ
که میکوبد سر شوریده بر سنگ
-سِرشگی تلخ و شور از چشمهی دل
نهان در سینه میجوشد، شب و روز
چُنان مار گرفتاری که ریزد
شَرَنگ خشمش از نیش جگرسوز
-فَغانی گرم و خونآلود و پُر درد
غروبی پیچَدَم در سینهی تنگ
چو فریاد یکی دیوانهی گنگ
که میکوبد سر شوریده بر سنگ
-سِرشگی تلخ و شور از چشمهی دل
نهان در سینه میجوشد، شب و روز
چُنان مار گرفتاری که ریزد
شَرَنگ خشمش از نیش جگرسوز
-پریشان سایهای آشفته آهنگ
ز مغزم میتراود گیج و گمراه
چو روح خوابگردی، مات و مدهوش
که بیسامان به رَه افتد شبانگاه
-درون سینهام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته، دردی گریه آلود
نمیدانم چه میخواهم بگویم
-نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهانِ باز، بسته ست
در تنگِ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته ست
-نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی، آشنا رنگ
گهی میسوزدم، گه مینوازد
نمیدانم چه میخواهم بگویم
نمیدانم
-