

Song
·
5 mins 1 sec
·
Feb 19, 2013
رفتنت مثل یه حادثه برام موندنیه
حالا آواز سفر کردن تو خوندنیه
-لحظه ها، ثانیه ها طاقت موندن ندارن
می سوزونن، اما خب فکر سوزوندن ندارن
-یه روزی لحظه هامون رنگ بنفشه ها بودن
تو هوای خونه مون عطر آلاله ها بودن
-تن من جسم تو یکی نبودن اما یه جون
زیر آفتاب جدا اما یکی سایه هامون
-حالا اون اسب بزرگ آهنی منتظره
تا تمومی وجود منو همراش ببره
-می بره هر چی رو که بود ونبود
من می شم شناور مسیر رود
-بدرقه کلام تلخ رفتنه
واسه من تجربه ی گسستنه...