

Song
·
3 mins 28 secs
·
Oct 16, 2025
تو هر خاکی که باشم جبهه ی من اون چشاته
تویی فرمانده قلبم از تو فرمان میپذیره
تمام آرزوم بستن با قلبت اتحاده
ولی این سنگر از حرفات داره اتیش میگیره
-تو دستور دادی از خط مقدم رد بشم تا تو بخندی
واسه سربازی که جبهش تو بودی حکم تیر بارون ببندی
تو از این که یه روزی پرچم صلح و بگیری طفره رفتی
خلاصم کردی و دیدم که از من دل میکندی
-منور بود شبایی که تو باید ماه بودی
تو از تمام نقشه دلم آگاه بودی
خیال میکردم این بازی به نفع هر دومونه
بجای دشمنم ایکاش که تو همراه بودی
-تو دستور دادی از خط مقدم رد بشم تا تو بخندی
واسه سربازی که جبهش تو بودی حکم تیر بارون ببندی
تو از این که یه روزی پرچم صلح و بگیری طفره رفتی
خلاصم کردی و دیدم که از من دل میکندی