

Song
·
4 mins 29 secs
·
Jun 16, 2016
دستات ذوب میکندم، احساس نیست درد را
میرود چرا باز می رسد تا پای جان
-هر بار ساز می زنمت، آرام نیست مرد را
می شود دوباره رام بالینت
-فریاد، از عشقت بیداد، آرامشم داد
عشق تو ای داد، فریاد
-رفتی و سراب می بینم، بودنت به خواب می بینم
جان جان تو راز عشق حاشا کن
-هر جه از خداست می بینم، بس که مبتلاست آیینم
محفل مرا دمی تماشا کن