

Song
·
6 mins 48 secs
·
Oct 26, 2016
دوباره باران
دوباره تکرار بی نهایت واژه های آبی
بر دیباچک هستی
-دوباره باران
دوباره خاطره کارناوال نوجوانی ها
در عصر زمستان های کوتاه
با بوی شکوفه های مارس
و آیه های خورشید آینده
-دوباره باران
دوباره کشف زمین
با هجوم بی مهابای ساکنان سیاره ابرها
-دوباره باران
دوباره زایش جوانه های اهورایی
دوباره وعدک فهمیدن برگ
در پاییزهای نیامده
-دوباره باران
دوباره باران
دوباره کشف زمین
با هجوم بی مهابای ساکنان سیاره ابرها
-دوباره باران
دوباره زایش جوانه های اهورایی
دوباره وعدک فهمیدن برگ
در پاییزهای نیامده
-دوباره باران
و کمی شیدایی
جشنی با وسعت هیچ
در بیکرانگی های این کهکشان
-دوباره باران
دوباره تفسیر حسّ ذره ای ناقابل به نام «من»
-دوباره باران
و ریسمانی که مرا به ناکجایی نزدیک خواهد برد
-دوباره باران
و سفر دردآلود نگاه
در شاخه های شلوغ و خیس درختانی که
برگ هاشان در زمستان ها ابدی است
کهنگی ای بیمارگونه، زیبا
-دوباره باران
و بال های خیس یک گنجشک
که تا فردا از گرسنگی خواهد مرد
و اینک تنها
به سرمای سوزناک شب بارانی می اندیشد
-دوباره باران
دوباره کارتن های خیس،
مردی آواره
با گذشته ای بزرگ تر از شاعرانگی های من
-دوباره باران
و محو شدن صدای ساعت ها
در شره های زمانه ای تر
-دوباره باران
و خیس شدن خدای شعرهایم
کمی آنطرف تر از بغض کودکی
که مادرش با سیلاب ها رفت
-دوباره باران
و خشم اقیانوس
و پایان عبور ماهی های کوچک
در آبراهه های مرگ
-دوباره باران
دوباره طغیان رودخانه
با پایان پی در پی عصر طلایی تمدن ها
در هزاره های مدفون بی پایان
-دوباره باران
و محو شدن در افق تضادها و زیبایی ها
-دوباره باران
دوباره شهرهای شسته
-دوباره باران
دوباره جست وجوی یک شیشه
و نگاهی که تا آن سوی چیزها امتداد دارد
-دوباره باران
دوباره عشق
دوباره من
دوباره تو
دوباره شعر