

Song
·
4 mins 4 secs
·
Feb 15, 2016
چنان دچارِ بارانی که ابر شدی
فرو نشستی و تسلیمِ جبر شدی
گرفتنت به جرمِ نقضِ شدتِ درد
قبول کردی و مشمولِ قبر شدی
-و یا هنوز هم شاید، هنوز همان
جنازهای بریده از زمین و زمان
و من روایتی مخدوش و مقتبس از
تو و هزار شب پوسیدنم، که عوض
نمیشوم، تو حالا هی نباش و نیا
چه فرق میکند؟! مردن کنارِ تو یا
کنارِ خاطراتت، مرگ منتظر است
نجیب و بیصدا، یا بغض کرده و مست
-زیاد عمر کردن خوب نیست، بله!
که زندگی چنین، مطلوب نیست، بله!
-بله به گورِ بابامان، به گورِ همه
مهم تویی که رفتی، مردهشورِ همه
نمیشوم، تو حالا هی نباش و نیا
چه فرق میکند؟! مردن کنارِ تو یا
کنارِ خاطراتت، مرگ منتظر است
نجیب و بیصدا، یا بغض کرده و مست
-زیاد عمر کردن خوب نیست، بله!
که زندگی چنین، مطلوب نیست، بله!
-بله به گورِ بابامان، به گورِ همه
مهم تویی که رفتی، مردهشورِ همه
-به فحش میکشد هر چیز بی تو فقط
نشد، نشد، نشد، آری! که "رد شم اَزَت"